ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
250
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) پيچاندن جسد پيامبر ( ص ) پس از رحلت به برد يمنى يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرىّ از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن ، از عايشه ام المؤمنين نقل مىكند كه مىگفته است * جسد مطهّر پيامبر ( ص ) پس از مرگ در بردى يمنى پيچيده شد . ابو بكر بن عبد اللّه بن ابى اويس از سليمان بن بلال ، از محمد بن عبد اللّه بن ابو عتيق تيمى ، از ابن شهاب زهرىّ ، از سعيد بن مسيّب ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) وفات يافت ، جسد مطهّرش در بردى يمنى پيچيده شد . محمد بن عمر [ واقدى ] از معمر بن راشد ، از زهريت ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پس از وفات رسول خدا ( ص ) پيكر مطهرش در بردى يمنى پيچيده شد . بوسيدن ابو بكر صدّيق پيامبر ( ص ) را پس از رحلت ايشان وكيع بن جرّاح و يعلى و محمد پسران عبيد طنافسىّ ، از اسماعيل بن ابو خالد ، از بهىّ نقل مىكنند كه * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، ابو بكر آمد و ايشان را بوسيد و گفت : پدر و مادرم فداى تو باد ، چه پاكيزه بود زندگى تو و چه پاكيزه است پيكرت . فضل بن دكين از شريك ، از ابن ابو خالد ، از بهىّ نقل مىكند كه * ابو بكر به هنگام مرگ پيامبر ( ص ) حضور نداشت ، پس از رحلت ايشان آمد و روپوش از چهرهء ايشان كنار زد و سپس پيشانى پيامبر ( ص ) را بوسيد و گفت : چه پاكيزه بود زندگى و مرگ تو . و تو در نزد خدا گرامىتر از آنى كه دو بار شربت مرگ را بر تو بياشامند . [ 1 ] يزيد بن هارون از حمّاد بن ابو سلمة ، از ابو عمران جونى ، از يزيد بن بابنوس ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، ابو بكر آمد و به كنار جسد
--> [ 1 ] . اين تعبير ابو بكر براى اين است كه برخى ، از جمله عمر ، مىگفتند كه پيامبر ( ص ) نمرده است و روح مقدسش به معراج رفته است و باز مىگردد . ابو بكر مىخواست بگويد كه چنان نيست . در صفحات بعدى نمونههايى از اين حرفها را خواهيد ديد . - م .